
نقد شخصیتهای تاریخی و بررسی کارنامه فرمانروایان، از حقوق جامعه است؛ اما این نقد زمانی از مسیر انصاف خارج میشود که به تحقیر هویت قومی یا تعمیم عملکرد یک حاکم به مردمان منسوب به او بینجامد. سعید خادمی، سرپرست دفتر ریاست، روابطعمومی و امور بینالملل سازمان بهزیستی کشور، در یادداشتی با عنوان «از نقد قدرت تا کرامت اقوام» به بررسی این موضوع و میراث تاریخی لرها در ارتباط با کریمخان زند پرداخته است.
به گزارش پایگاه خبری تیتر شما، خادمی در این یادداشت با اشاره به مناقشه بر سر سخنان سعید لیلاز درباره کریمخان زند، نوشته است که توضیحات بعدی لیلاز درباره تقطیع سخنانش، تأکید او بر اینکه موضوع بحثش خلیج فارس و تنگه هرمز بوده و نه قوم لر یا خاندان زند، و ابراز تأسف او از برداشت توهینآمیز احتمالی، باید شنیده شود؛ با این حال، نیت گوینده تنها معیار سنجش سخنان در عرصه عمومی نیست و انتخاب واژهها نیز مسئولیت به همراه دارد.
او در ادامه تأکید کرده است که رنجش از یک سخن نباید بهانهای برای تعطیل کردن نقد تاریخی شود و مسئله اصلی، یافتن مرزی روشن میان حق نقد و مسئولیت اخلاقی در بیان آن است.
خادمی با اشاره به کارنامه کریمخان زند، بر ضرورت ارزیابی عملکرد او در بستر تاریخی زمانهاش تأکید کرده و برقراری ثبات نسبی پس از مرگ نادرشاه، رونق شیراز و ساخت بناهایی مانند بازار وکیل، مسجد وکیل و حمام وکیل را از جنبههای مهم دوران حکومت او دانسته است.
در این یادداشت همچنین به سیاستهای حمایتی کریمخان در مواجهه با بحران غله و قحطی، لشکرکشی به بصره و در مقابل، ضعف ساختارهای سیاسی و مشکلات جانشینی پس از مرگ او اشاره شده است. نویسنده معتقد است که دستاوردهای عمرانی و سیاستهای حمایتی، فرمانروایان را از نقد معاف نمیکند و ارزیابی عملکرد آنان باید بر پایه شواهد تاریخی و بررسی هزینهها و پیامدهای تصمیمهایشان انجام شود.
سرپرست دفتر ریاست، روابطعمومی و امور بینالملل سازمان بهزیستی کشور در بخش دیگری از یادداشت خود، با اشاره به پیوندهای تاریخی زندیان با لرها و لکها، تصریح کرده است که عملکرد یک خاندان یا فرمانروا را نمیتوان به همه اعضای یک قوم تعمیم داد. به اعتقاد او، همانطور که تعلق قومی کریمخان نباید مانع نقد عملکردش شود، نقد حکومت زندیه نیز نباید به ابزاری برای تحقیر لرها تبدیل شود.
خادمی همچنین با اشاره به پیشینه تاریخی سرزمینهای لرنشین در زاگرس و آثاری مانند مفرغهای لرستان، بر نقش این منطقه در تاریخ فرهنگی ایران تأکید کرده است. او در کنار اشاره به چهرههایی چون سردار اسعد بختیاری، بیبی مریم بختیاری، عبدالحسین زرینکوب و سید جعفر شهیدی، یادآور شده است که دفاع از کرامت یک قوم نباید به رقابت بر سر افتخارات تاریخی تبدیل شود.
در جمعبندی این یادداشت آمده است که احترام به اقوام، برخلاف دستاوردهای سیاسی و تاریخی، امتیازی نیست که تنها به جوامع دارای فرمانروایان یا چهرههای برجسته تعلق بگیرد؛ بلکه کرامت، حقی انسانی است و نباید آن را به کارنامه چند شخصیت تاریخی مشروط کرد.
خادمی تأکید کرده است که جامعه میتواند همزمان در برابر زبان تحقیرآمیز بایستد و نقد تاریخی را بپذیرد؛ توضیحات و ابراز تأسف گویندگان را بشنود و در عین حال، مسئولیت آنان را در قبال واژههایشان یادآوری کند. از این منظر، نقد قدرت و پاسداشت کرامت اقوام نه در تقابل با یکدیگر، بلکه دو اصل ضروری برای روایت منصفانه تاریخ و حفظ حرمت انسانها هستند.





