گوناگون

از چارچوب‌های زندگی تا مواجهه انسان با خودش

"تیتر شما" از نمایش "POV" به کارگردانی محمد لهراسبی گزارش می دهد

نمایش «POV» به نویسندگی و کارگردانی محمد لهراسبی، اثری در فضای تئاتر ابزورد است که با محوریت سرگردانی انسان در جهانی که هنوز به درستی آن را نمی شناسد اما مجبور است در آن زندگی کند روی صحنه آمده است.

به گزارش پایگاه خبری تیتر شما ، محمد لهراسبی نویسنده و کارگردان “پی او وی” با اشاره به این که ایده این نمایش سال‌ها در ذهن او وجود داشته می گوید: این نمایش دغدغه‌ای درباره چارچوب‌هایی است که انسان برای زندگی خود می‌سازد و بایدها و نبایدهایی که گاه بدون آنکه منشأ آنها را بداند، می‌پذیرد و بر اساس آنها زندگی می‌کند.

این چارچوب‌ها به اعتقاد او می‌توانند انسان را وارد چرخه‌ای تکراری و بی‌معنا کنند؛ آن‌قدر که عمر بگذرد، بدون اینکه از خود بپرسد: «من اینجا چه کار می‌کنم؟ چرا این‌طور زندگی می‌کنم و آیا واقعاً این منم؟»

او درباره شکل گیری نمایشنامه می گوید که نقطه مشخصی برای تبدیل این دغدغه به نمایشنامه وجود نداشت. این ایده سال‌ها در ذهن او  باقی ماند تا زمانی که نوشتن را آغاز کرد و نخستین جمله‌هایی که شکل گرفت، گفت‌وگویی میان دو شخصیت «تام» و «آلبرت» بود:

«تام: به نظرت چقدر دیگه مونده که این بازی تموم شه؟

آلبرت: کدوم بازی؟

تام: همین… این.»

از همین‌جا نمایش آغاز شد.

لهراسبی برای روایت این ایده، قالب ابزورد را انتخاب کرده است؛ انتخابی که به گفته خودش تقریباً تنها امکان موجود برای جای دادن این جهان فکری در قالب نمایش بوده است. او ظرفیت فلسفه‌ورزی و پرداختن به سرگردانی انسان در جهانی را که گویی همه‌چیز در اثر تکرار به بیهودگی رسیده و معنای واقعی خود را از دست داده، از ویژگی‌های این قالب می‌داند.

عنوان نمایش، «POV» نیز به معنای «زاویه دید» است. اما اینکه تماشاگر قرار است از چه زاویه‌ای به جهان نمایش نگاه کند، پاسخی نیست که لهراسبی بخواهد پیش از تماشای اثر به آن بدهد. ترجیح او این است که مخاطب خودش در جریان نمایش به پاسخ برسد.
کارگردان در برابر «کارگردان درون»

یکی از دشوارترین بخش‌های کارگردانی «POV» برای لهراسبی، کنترل کردن «کارگردان درون» خود بوده است.

نمایش از یک سو بن‌مایه‌ای فلسفی دارد و تلاش می‌کند سؤال‌های بنیادین بشر را روی صحنه بیاورد و مخاطب را با آنها درگیر کند؛ از سوی دیگر، باید قصه خودش را نیز روایت کند. بخشی از این سؤال‌ها در نمایش پاسخ می‌گیرند و بخشی دیگر به مخاطب سپرده می‌شوند.

این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که قصه «POV» برخلاف بسیاری از داستان‌های اجتماعی یا عاشقانه، با مسائل آشنای زندگی روزمره سروکار ندارد.

در قصه‌هایی که مخاطب با مسائل آنها هر روز مواجه است، حتی اگر برای لحظه‌ای حواسش پرت شود، معمولاً می‌تواند دوباره خودش را در داستان پیدا کند. اما در «POV»، به اعتقاد لهراسبی، کوچک‌ترین حواس‌پرتی ممکن است باعث شود تماشاگر دیگر نتواند به خط سیر داستان بازگردد. به همین دلیل، از طراحی صحنه تا شیوه کارگردانی، تلاش شده همه‌چیز مینیمال، خلوت و به دور از اضافه‌گویی و تجملات باشد؛ عناصری که ممکن است تمرکز مخاطب را از بین ببرند.

وقتی سکوت، بخشی از روایت می‌شود

در یک نمایش دو نفره، ریتم، سکوت، مکث و بدن بازیگر اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

سکوت در «POV» فقط یک فاصله میان دو دیالوگ نیست. از آنجا که مسائل و دیالوگ‌های نمایش برای مخاطب الزاماً آشنا و روزمره نیستند، این مکث به تماشاگر فرصت می‌دهد آنچه را شنیده هضم و درک کند و برای شنیدن پاسخ شخصیت مقابل آماده شود.

بدن بازیگر نیز در این میان نقش مهمی دارد. خلوت بودن میزانسن باعث شده بازیگرها بتوانند بخشی از بار معنایی موقعیت ها را با بدن خود منتقل کنند.

گاهی یک حرکت سر از سوی افشین حسنلو یا حرکت دست از سوی محمد نیازی می‌تواند بار معنایی زیادی را در یک لحظه منتقل کند؛ به شکلی که نیاز به میزانسن‌های متعدد و حرکات اضافی کاهش پیدا کند.

برای رسیدن به چنین زبانی، بازیگر باید تسلط بالایی بر بدن داشته باشد و بداند هر حرکت چه معنایی ایجاد می‌کند و شدت و اندازه آن حرکت، متناسب با موقعیت، چقدر باید باشد.

به گفته لهراسبی، اینجا دقیقاً همان جایی بود که انتخاب بازیگر اهمیت پیدا می‌کرد.

افشین حسنلو و محمد نیازی؛ انتخاب دو بازیگر

لهراسبی پیش از این در نمایش «شترمرغ» با افشین حسنلو همکاری کرده بود و تجربه موفق آن همکاری، در انتخاب دوباره او برای «POV» تأثیر زیادی داشته است.

یکی از ویژگی‌های مهم حسنلو از نگاه لهراسبی، «درک مطلب بسیار بالا»ست. بازیگری که به سرعت متوجه می‌شود نویسنده چرا کلمه‌ ای را نوشته، و کارگردان با آن کلمه چه می‌خواهد بکند، او می فهمد با چه تأکید و ظرافتی باید آن را ادا کند و در نهایت قرار است از طریق آن به چه مفهومی برسد.

این ویژگی، به خصوص در نمایشنامه ای با ساختار فلسفی، اهمیت زیادی پیدا می کند. تسلط بر میمیک و بدن، توانایی صداسازی و مجموعه ویژگی های مورد نیاز برای این نقش نیز از دلایل انتخاب حسنلو بوده است.

اما برای پیدا کردن بازیگر نقش «آلبرت» مسیر طولانی‌تری طی شد. گروه حدود هفت ماه به دنبال بازیگر این نقش بود تا سرانجام محمد نیازی را پیدا کرد.

از همان لحظه‌ای که نیازی شروع به خواندن نمایشنامه کرد، مشخص شد که می‌تواند این نقش را ایفا کند. او به سرعت با جهان ذهنی نمایش ارتباط برقرار کرده بود، آن را شناخته و دوست داشت و در کنار این ارتباط ذهنی، از نظر تکنیکی نیز توانایی اجرای آنچه مورد نظر بود را داشت.

محمد لهراسبی تجربه همکاری با این دو بازیگر را نیز شیرین توصیف می‌کند:

«در کل برای من تجربه‌ی کار با افشین و محمد بسیار شیرین بود. هر دو آنها بازیگرهای شش‌دانگ و کاملی هستند.»

نمایشی که قرار نیست یک پاسخ واحد داشته باشد

در دور جدید اجرا تغییر مشخصی در نمایش ایجاد نشده، اما اجرای بیشتر باعث شده اثر به‌تدریج پخته‌تر شود؛ اتفاقی که «POV» اجرا به اجرا تجربه می‌کند.

اما شاید یکی از مهم‌ترین بخش‌های مواجهه نمایش با مخاطب، مسئله فهمیدن یا نفهمیدن آن باشد.

واکنش به تماشاگری که بگوید «من نمایش را نفهمیدم» کوتاه و البته معنادار است:

«می‌گم دوست داری بفهمی یا با اینکه نفهمیدی مشکلی نداری؟»

اگر تماشاگر بخواهد نمایش را بفهمد، پیشنهاد این است: «پس دوباره بلیت بگیر، بیا نمایش ببین.» و اگر فهمیدن نمایش برایش اهمیتی نداشته باشد، پاسخ ساده‌تر است: «خوشحال شدم از دیدنت.»

معنای «POV» چیزی میان آنچه کارگردان قصد دارد به مخاطب منتقل کند و آن چیزی است که هر تماشاگر بر اساس تجربه زیسته خودش از نمایش دریافت می‌کند.

بعضی بخش‌های نمایش قرار است مخاطب را به همان نقطه‌ای برسانند که در نظر گرفته شده و در بخش‌هایی دیگر، تجربه شخصی تماشاگر تعیین‌کننده است.

در پاسخ به این پرسش که اگر «POV» یک سؤال باشد، آن سؤال چیست، ترجیح داده می‌شود پاسخی ارائه نشود؛ چرا که این یکی از سؤال‌هایی است که هر تماشاگر باید در جریان نمایش از خودش بپرسد و اگر قرار باشد تمام این جهان فکری در یک جمله خلاصه شود، شاید پاسخ به آخرین پرسش گویاترین جمله باشد؛ اینکه اگر تماشاگر قرار باشد پس از خروج از سالن فقط یک چیز با خودش ببرد، آن چیز چه باشد؟ «خودش، خودش را با خودش ببرد.»

لهراسبی در پایان  از تمامی عوامل گروه نمایش تشکر می کند چرا  که


به گفته او هر یک از اعضای گروه، فراتر از وظیفه حرفه‌ای خود برای این نمایش تلاش کرده و زحمت کشیده‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا