اجتماعی

سالمندی پشت درهای بسته؛ وقتی استقلال به تنهایی ناخواسته تبدیل می‌شود

افزایش جمعیت سالمندان در ایران، پرسش‌های تازه‌ای درباره کیفیت زندگی، حمایت اجتماعی و مسئولیت خانواده و نهادهای عمومی در قبال این گروه سنی مطرح می‌کند؛ پرسش‌هایی که پاسخ به آنها تنها با شمارش جمعیت سالمند یا بررسی وضعیت اقتصادی این افراد ممکن نیست. سالمندی که به‌تنهایی زندگی می‌کند، لزوماً منزوی نیست؛ همان‌طور که زندگی در کنار فرزندان نیز به معنای برخورداری از ارتباط مؤثر و احساس تعلق نیست. آنچه اهمیت دارد، امکان حفظ روابط اجتماعی، دسترسی به مراقبت، برخورداری از امنیت اقتصادی و حق تصمیم‌گیری درباره زندگی شخصی است. در شرایطی که تغییر ساختار خانواده، کاهش فرزندآوری، مهاجرت فرزندان و افزایش طول عمر، شکل حمایت از سالمندان را دگرگون می‌کند، مسئله اصلی این است که جامعه ایران تا چه اندازه برای زندگی باکیفیت در سال‌های سالمندی آمادگی دارد و چه سازوکارهایی برای جلوگیری از انزوای اجتماعی و حفظ کرامت این افراد در نظر گرفته است؟

دکتر فهیمه نظری، جامعه‌شناس و پژوهشگر حوزه زنان و خانواده، در گفت‌وگو با “تیتر شما” ، با بررسی ابعاد اجتماعی سالمندی در ایران، از تفاوت میان تنهازیستی و انزوای اجتماعی، تغییر مناسبات خانوادگی، نابرابری‌های انباشته‌شده در طول زندگی و ضرورت بازنگری در سیاست‌های حمایتی سخن می‌گوید.

تنها زندگی کردن، همیشه به معنای تنهایی نیست

نظری بحث سالمندی را با تفکیک سه مفهوم آغاز می‌کند: تنهازیستی، انزوای اجتماعی و احساس تنهایی. به گفته او، تنهازیستی به معنای زندگی در خانوار یک‌نفره است؛ انزوای اجتماعی به محدود بودن عینی روابط و تماس‌های اجتماعی اشاره دارد و احساس تنهایی، تجربه ذهنی فاصله میان روابط مطلوب و روابط موجود است.

این سه مفهوم، اگرچه با یکدیگر ارتباط دارند، معنای یکسانی ندارند. ممکن است سالمندی به‌تنهایی زندگی کند، اما شبکه‌ای فعال از دوستان و خویشاوندان داشته باشد. در مقابل، فردی که در خانه فرزندانش زندگی می‌کند، ممکن است احساس کند کسی به حرف‌هایش گوش نمی‌دهد و نیازهای عاطفی او نادیده گرفته می‌شود.

از این منظر، تعداد سالمندان تنهازیست را نمی‌توان معادل تعداد سالمندان منزوی دانست. سازمان جهانی بهداشت نیز بر تمایز میان تنهایی و انزوای اجتماعی تأکید دارد.

به باور این جامعه‌شناس، مسئله اصلی تنها نحوه سکونت سالمند نیست؛ بلکه باید دید او تا چه اندازه به روابط معنادار، حمایت قابل‌اتکا و فرصت مشارکت در زندگی اجتماعی دسترسی دارد.

جمعیت سالمند ایران رو به افزایش است

سالمندی جمعیت، پدیده‌ای جهانی است که در نتیجه افزایش طول عمر، کاهش باروری و تغییر ساختار سنی جمعیت شکل می‌گیرد. بااین‌حال، پیامدهای این تحول در همه کشورها یکسان نیست و میزان آمادگی نظام رفاه، خدمات اجتماعی و مراقبتی در کیفیت زندگی سالمندان نقش تعیین‌کننده دارد.

بر اساس اطلاعاتی که در این زمینه مطرح می‌شود، جمعیت سالمندان جهان از حدود ۵۴۱ میلیون نفر در سال ۱۹۹۵ به ۱٫۲ میلیارد نفر در سال ۲۰۲۵ رسیده و پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۵۰ به ۲٫۱ میلیارد نفر افزایش یابد.

در ایران نیز به نقل از رئیس سازمان جمعیت سالمندی سازمان بهزیستی، تا مهرماه ۱۴۰۵، تعداد سالمندان کشور حدود ۱۱ میلیون نفر، معادل ۱۳ درصد جمعیت، اعلام شده است. نرخ رشد جمعیت سالمند نیز ۴٫۴۵ درصد در برابر ۱٫۲۴ درصد برای کل جمعیت عنوان می‌شود؛ به این معنا که رشد جمعیت سالمند حدود ۳٫۶ برابر رشد عمومی جمعیت است.

پیش‌بینی‌ها درباره سهم سالمندان در دهه‌های آینده یکسان نیست. برآورد صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، سهم جمعیت بالای ۶۰ سال ایران را در سال ۲۰۵۰ حدود ۲۷٫۹ درصد پیش‌بینی می‌کند، درحالی‌که در اظهارات اخیر سازمان بهزیستی، سهم ۳۳ درصدی برای افق ۱۴۳۰ مطرح شده است. این ارقام به دلیل تفاوت در افق زمانی و مفروضات جمعیتی الزاماً قابل مقایسه مستقیم نیستند؛ اما هر دو از افزایش چشمگیر سهم سالمندان در جمعیت کشور حکایت دارند.

زنان سالمند بیشتر تنها زندگی می‌کنند

یکی از ابعاد مهم سالمندی در ایران، تفاوت معنادار وضعیت زنان و مردان در تجربه تنهازیستی است.

نظری با اشاره به یافته‌های پژوهشی منتشرشده در مجله علمی BMC Geriatrics در سال ۲۰۲۲، توضیح می‌دهد که سهم تنهازیستی در میان جمعیت ۶۰ ساله و بیشتر ایران از ۱۰٫۹ درصد در سال ۱۳۸۵ به ۱۴٫۹ درصد در سال ۱۳۹۵ رسیده است. شمار سالمندان تنهازیست نیز در همین دوره از حدود ۵۵۶ هزار نفر به یک میلیون و ۱۰۲ هزار نفر افزایش یافته است.

بر اساس همین پژوهش، در سال ۱۳۹۵ حدود ۲۴٫۱ درصد زنان سالمند و ۵٫۵ درصد مردان سالمند به‌تنهایی زندگی می‌کردند. این نسبت در میان سالمندان شهری ۱۴٫۵ درصد و در میان سالمندان روستایی ۱۶ درصد گزارش شده است.

این آمار، هم افزایش تنهازیستی در یک دوره تاریخی و هم تفاوت جنسیتی آن را نشان می‌دهد. بااین‌حال، برای شناخت وضعیت کنونی، به‌ویژه در سال‌های اخیر، به داده‌های به‌روز و تفکیک‌شده نیاز است؛ داده‌هایی که امکان بررسی دقیق‌تر وضعیت سکونت، روابط اجتماعی و احساس تنهایی سالمندان را فراهم کنند.

به اعتقاد این پژوهشگر، تفاوت وضعیت زنان و مردان سالمند را نمی‌توان بدون توجه به مسیر زندگی آنان تحلیل کرد. سابقه اشتغال بدون بیمه، کار خانگی بدون دستمزد، مالکیت دارایی و دسترسی مستقل به درآمد، از جمله عواملی هستند که می‌توانند در دوره سالمندی بر میزان استقلال اقتصادی و امکان انتخاب محل زندگی تأثیر بگذارند.

از خانواده گسترده تا شبکه‌های حمایتی پراکنده

تفاوت سالمندی در گذشته و امروز را باید در تغییر ساختار خانواده و مناسبات اجتماعی جست‌وجو کرد. در بخش‌هایی از جامعه سنتی، نزدیکی محل سکونت نسل‌ها، فعالیت اقتصادی خانوادگی و روابط پایدار محلی، امکان حضور روزمره سالمندان را افزایش می‌داد. تجربه سالمند در کشاورزی، حرفه خانوادگی، حل اختلاف و انتقال حافظه جمعی نیز می‌توانست نقشی مؤثر در زندگی خانواده و جامعه داشته باشد.

بااین‌حال، نباید گذشته را دوره‌ای آرمانی و عاری از مشکل تصور کرد. زندگی چندنسلی زیر یک سقف، در کنار فرصت‌های حمایت و همراهی، گاهی با وابستگی مالی، محدودیت اختیار و نابرابری نیز همراه بود. بنابراین، صرف هم‌خانه بودن اعضای خانواده، تضمینی برای برخورداری سالمند از رابطه‌ای حمایتگر نیست.

امروز افزایش طول عمر، دوره پس از بازنشستگی و گاه سال‌های زندگی پس از فوت همسر را طولانی‌تر کرده است. هم‌زمان، کاهش تعداد فرزندان و پراکندگی جغرافیایی خانواده‌ها، شیوه حمایت از والدین سالمند را تغییر داده است.

به گفته نظری، کاهش فرزندآوری یکی از زمینه‌های تغییر الگوی تنهازیستی است؛ اما وضعیت سالمندان کنونی را نمی‌توان صرفاً با کاهش تعداد فرزندان توضیح داد. مهاجرت فرزندان، فوت همسر و تغییر شرایط زندگی خانواده‌ها نیز در این زمینه نقش دارند.

چرا انزوای اجتماعی سالمندان شکل می‌گیرد؟

از منظر جامعه‌شناسی، انزوای سالمندان حاصل مجموعه‌ای از عوامل فردی، خانوادگی، اقتصادی و محیطی است. نظری در بررسی این عوامل، بر چند سازوکار مهم تأکید می‌کند.

نخست، از دست رفتن روابط اجتماعی بدون شکل‌گیری ارتباطات جایگزین است. فوت همسر، مرگ دوستان و خروج از محیط کار می‌تواند بخش مهمی از شبکه ارتباطی فرد را از بین ببرد. اگر محله، انجمن‌ها و مراکز اجتماعی فرصت شکل‌گیری روابط تازه را فراهم نکنند، این فقدان‌ها به‌تدریج روی هم انباشته می‌شوند. در چنین شرایطی، مسئله فقط تعداد آشنایان نیست؛ بلکه وجود افرادی است که سالمند بتواند هنگام نیاز به آنان اعتماد کند.

دوم، فاصله مکانی و محدودیت منابع خانواده است. مهاجرت فرزندان، اشتغال طولانی‌مدت، نامناسب بودن مسکن و افزایش هزینه‌های زندگی می‌توانند امکان مراقبت حضوری را کاهش دهند. البته دوری جغرافیایی فرزندان لزوماً به معنای گسست عاطفی نیست؛ اما تماس تلفنی نیز نمی‌تواند همه نیازهای سالمند به همراهی، مراقبت و کمک عملی را برطرف کند.

از این منظر، نسبت دادن مشکلات سالمندان به بی‌مهری فرزندان، بخشی از واقعیت را نادیده می‌گیرد. حمایت از خانواده‌ها از طریق خدمات عمومی و مراقبتی، می‌تواند امکان تداوم روابط خانوادگی را افزایش دهد و بخشی از فشار مراقبت را کاهش دهد.

سوم، نابرابری‌های انباشته‌شده در طول زندگی است. سالمندی که سال‌ها در مشاغل غیررسمی فعالیت کرده، درآمد ناپایدار داشته یا از فرصت‌های آموزشی و بیمه‌ای کمتری برخوردار بوده است، ممکن است در سال‌های پایانی زندگی با منابع مالی محدودتری روبه‌رو شود.

رویکرد «مسیر زندگی» در جامعه‌شناسی کمک می‌کند آسیب‌پذیری سالمندان را نه پدیده‌ای ناگهانی در آستانه ۶۰ سالگی، بلکه نتیجه انباشت فرصت‌ها و محرومیت‌ها در دوره‌های مختلف زندگی بدانیم. این مسئله درباره زنان سالمند اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا کار خانگی بدون دستمزد، سابقه اشتغال بدون بیمه و محدودیت دسترسی مستقل به درآمد و مالکیت می‌تواند بر وضعیت اقتصادی آنان در سالمندی اثر بگذارد.

چهارم، موانع محیطی و شهری است. محدودیت حرکتی در کنار نبود آسانسور، ناایمن بودن مسیرهای پیاده‌روی، نامناسب بودن حمل‌ونقل عمومی و خرابی پله‌های برقی در اماکن عمومی، می‌تواند خروج از خانه و حضور در اجتماع را برای سالمندان دشوار یا حتی ناممکن کند.

به گفته این جامعه‌شناس، وجود روابط اجتماعی بالقوه به‌تنهایی کافی نیست؛ سالمند باید امکان دسترسی به این روابط و حفظ آنها را نیز داشته باشد. وقتی رفت‌وآمد به دلیل موانع شهری دشوار می‌شود، فرصت دیدار با دوستان، حضور در فعالیت‌های اجتماعی و انجام امور روزمره نیز کاهش پیدا می‌کند.

پنجم، سن‌گرایی و کلیشه‌های مربوط به سالمندی است. سن‌گرایی به پیش‌داوری، کلیشه‌سازی و تبعیض بر اساس سن گفته می‌شود. در این وضعیت، سالمند فردی ناتوان از یادگیری، تصمیم‌گیری یا مشارکت اجتماعی فرض می‌شود و به‌تدریج از عرصه عمومی و حتی تصمیم‌های شخصی کنار می‌رود.

بازنشستگی نیز اگر با فرصت‌های تازه برای مشارکت اجتماعی همراه نباشد، می‌تواند به کاهش نقش اجتماعی فرد منجر شود. مقابله با سن‌گرایی از محورهای مورد تأکید سازمان جهانی بهداشت در برنامه‌های مرتبط با سالمندی سالم است.

انزوا فقط یک مسئله عاطفی نیست

پیامدهای تنهایی و انزوای اجتماعی به احساس ناراحتی محدود نمی‌شود و می‌تواند با وضعیت سلامت جسمی و روانی ارتباط داشته باشد. شواهد مرورشده از سوی سازمان جهانی بهداشت، این وضعیت را با پیامدهایی مانند افسردگی و افت شناختی مرتبط می‌داند.

البته این رابطه یک‌طرفه نیست؛ مشکلات جسمی و بیماری می‌توانند حضور اجتماعی سالمند را محدود کنند و کاهش ارتباطات نیز ممکن است وضعیت سلامت او را تحت تأثیر قرار دهد.

برآوردهای جهانی سازمان جهانی بهداشت نشان می‌دهد انزوای اجتماعی ممکن است تا حدود یک‌سوم سالمندان را درگیر کند؛ هرچند این برآورد مختص ایران نیست و نمی‌توان آن را بدون داده‌های مستقل به جامعه سالمندان کشور تعمیم داد.

از این منظر، شناسایی سالمندان در معرض انزوا و فراهم کردن امکان دسترسی آنان به حمایت اجتماعی و مراقبت، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

حمایت از سالمندان؛ از حق قانونی تا اجرای سیاست‌ها

نظری در بررسی وضعیت سیاست‌گذاری سالمندی در ایران، بر ضرورت تفکیک سه سطح حقوق قانونی، اسناد سیاستی و اجرای عملی تأکید می‌کند.

اصل ۲۹ قانون اساسی، برخورداری از تأمین اجتماعی در دوران پیری و دسترسی به خدمات بهداشتی و مراقبت پزشکی را به‌عنوان حقی همگانی به رسمیت می‌شناسد و دولت را در زمینه تأمین حمایت‌های مربوط مسئول می‌داند. بر این اساس، حمایت از سالمندان را نمی‌توان صرفاً به توان مالی خانواده یا اقدامات خیرخواهانه افراد محدود کرد.

در سطح سیاست‌گذاری نیز سند ملی سالمندان، نسخه نهایی سال ۱۳۹۹، موضوعاتی مانند توانمندسازی، سلامت، حمایت اجتماعی، زیرساخت‌ها و منابع مالی پایدار را مورد توجه قرار می‌دهد. بااین‌حال، وجود سند سیاستی به‌تنهایی به معنای اجرای کامل برنامه‌ها نیست؛ تحقق اهداف آن به برنامه عملیاتی، تأمین اعتبار، تعیین مسئولیت دستگاه‌ها و نظارت مستمر نیاز دارد.

همچنین در گزارش‌های رسمی مهرماه ۱۴۰۵، از پیگیری لایحه جامع حمایت از حقوق سالمندان سخن گفته شده است. تا زمانی که تصویب نهایی آن احراز نشده، نمی‌توان این لایحه را قانون لازم‌الاجرا دانست.

به اعتقاد این پژوهشگر، فاصله میان سیاست‌های اعلام‌شده و تجربه روزمره سالمندان، یکی از موضوعاتی است که باید در ارزیابی عملکرد نهادهای مسئول مورد توجه قرار گیرد.

کرامت سالمند در رفتار و ساختارهای اجتماعی

حفظ حرمت و کرامت سالمندان، یکی از معیارهای اساسی ارزیابی کیفیت زندگی آنان است. این کرامت باید در گفتار و رفتار افراد و همچنین در نحوه ارائه خدمات عمومی، سیاست‌های حمایتی و فرصت‌های مشارکت اجتماعی نمود پیدا کند.

نظری معتقد است احترام به سالمند زمانی معنای عملی پیدا می‌کند که او از درآمد قابل‌اتکا، حریم خصوصی، امکان انتخاب و دسترسی به خدمات برخوردار باشد. تصمیم‌گیری درباره محل زندگی یا اموال سالمند، بدون مشارکت خود او، حتی اگر با نیت مراقبت انجام شود، می‌تواند اختیارش را محدود کند.

کرامت انسانی نیز نباید به میزان فعالیت اقتصادی یا توان جسمی فرد وابسته باشد. سالمندی که به مراقبت نیاز دارد، همانند دیگر افراد از حق انتخاب، احترام و برخورداری از حمایت برخوردار است.

این مسئله در زندگی روزمره سالمندان نیز دیده می‌شود؛ از دشواری رفت‌وآمد در ساختمان‌های عمومی و انتظار برای وسایل حمل‌ونقل گرفته تا دسترسی محدود به خدمات بیمه‌ای و مراقبتی. حضور سالمندان در ادارات، میادین میوه و تره‌بار یا ایستگاه‌های حمل‌ونقل عمومی به‌خودی‌خود مسئله‌ساز نیست؛ چالش زمانی شکل می‌گیرد که محیط و خدمات، نیازها و محدودیت‌های آنان را نادیده بگیرد.

به گفته این جامعه‌شناس، در ایران بخش قابل‌توجهی از مسئولیت مراقبت از سالمندان بر دوش خانواده‌ها قرار دارد، درحالی‌که خدمات نهادی و حمایت‌های عمومی هنوز پاسخ‌گوی همه نیازها نیستند.

وقتی نبود داده، امکان مداخله را محدود می‌کند

یکی از مشکلات اساسی در برنامه‌ریزی برای سالمندان، کمبود داده‌های به‌روز و تفکیک‌شده درباره وضعیت اجتماعی آنان است. شمار سالمندان تنهازیست، به‌تنهایی تصویری کامل از وضعیت انزوای اجتماعی یا احساس تنهایی این گروه ارائه نمی‌دهد.

برای شناخت دقیق‌تر مسئله، لازم است نهادهای آماری، رفاهی و بهداشتی، اطلاعات مربوط به وضعیت سکونت، شبکه‌های ارتباطی، نیازهای مراقبتی، احساس تنهایی و میزان دسترسی سالمندان به خدمات را به‌صورت منظم ارزیابی کنند.

بدون چنین اطلاعاتی، شناسایی افراد در معرض خطر و طراحی مداخلات متناسب با نیازهای آنان دشوار خواهد بود. همچنین نمی‌توان میزان موفقیت برنامه‌های حمایتی را صرفاً با تعداد مراکز ایجادشده یا برنامه‌های برگزارشده سنجید.

مراقبت در منزل و محله؛ راهی برای کاهش انزوا

تجربه کشورهای دیگر نشان می‌دهد مسئولیت خانواده در مراقبت از سالمندان می‌تواند با حمایت نهادهای عمومی همراه شود. در ژاپن، بیمه مراقبت بلندمدت از سال ۲۰۰۰ با هدف سازمان‌دهی و تأمین بخشی از خدمات مراقبتی برقرار شده است. در سوئد نیز خدمات کمک در منزل و مراقبت از سالمندان از طریق شهرداری‌ها ارائه می‌شود.

این الگوها همه مشکلات سالمندی را برطرف نکرده‌اند، اما نشان می‌دهند مراقبت از سالمند می‌تواند بخشی از نظام عمومی رفاه باشد و تنها بر دوش خانواده باقی نماند.

نظری در همین زمینه، توسعه خدمات مراقبت در منزل و محله را یکی از اولویت‌های سیاست‌گذاری می‌داند. به اعتقاد او، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان بهزیستی و وزارت بهداشت می‌توانند در قالب برنامه‌ای مشترک، مسئولیت ارزیابی اجتماعی، مراقبت سلامت و ارائه خدمات حمایتی را مشخص کنند. در چنین برنامه‌ای، کاهش نیازهای بی‌پاسخ سالمندان و کم شدن فشار مراقبتی خانواده‌ها باید از معیارهای اصلی ارزیابی باشد.

بازسازی امکان حضور اجتماعی نیز اهمیت دارد. شهرداری‌ها و نهادهای محلی می‌توانند با مناسب‌سازی حمل‌ونقل، ایجاد فضاهای امن، برگزاری برنامه‌های مستمر و فراهم کردن فرصت مشارکت، امکان ارتباط سالمندان با جامعه را افزایش دهند.

البته دیدارهای داوطلبانه و فعالیت‌های بین‌نسلی زمانی مؤثرند که با خواست سالمند و به‌صورت مستمر انجام شوند. تعداد مراسم و مراکز به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که انزوای اجتماعی کاهش یافته است.

آینده سالمندی به تصمیم‌های امروز وابسته است

به باور فهیمه نظری، حمایت از سالمندان نیازمند سیاست‌هایی است که حقوق، منابع مالی و مسئولیت دستگاه‌ها را به‌روشنی مشخص کند و سازوکارهای مقابله با خشونت و سوءاستفاده مالی را نیز تقویت کند.

سالمندی تنها مرحله‌ای از زندگی فردی نیست؛ بلکه آزمونی برای ساختار خانواده، نظام رفاه، کیفیت خدمات عمومی و میزان احترام جامعه به حق انتخاب انسان‌هاست.

آینده سالمندی در ایران به تصمیم‌های امروز درباره درآمد، مسکن، مراقبت و روابط اجتماعی وابسته است. جامعه‌ای می‌تواند کرامت سالمندان را حفظ کند که آنان نه‌تنها در سال‌های پایانی زندگی از حمایت لازم برخوردار باشند، بلکه بتوانند درباره زندگی خود تصمیم بگیرند، هنگام نیاز کمک دریافت کنند و همچنان عضوی شنیده‌شده و مؤثر از جامعه باقی بمانند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا